السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
84
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
عبدالمطّلب جاى داد . آنگاه ، از صلب او بيرون آورده به دو بخش تقسيم كرد : بخشى را در صلب عبداللَّه و بخشى را در صلب ابوطالب قرار داد . لذا على از من است و من از اويم ، و او بعد از من ولىّ و سرپرست هر انسان با ايمانى است . » وى اشعارى نيز دربارهى امام اميرالمؤمنين سروده كه مطلعش چنين است : اخو احمد المختار صفوة هاشم * ابوالسادة الغرّ الميامين بالمنن در ضمن قصيدهاش اين بيت را آورده كه به حديث نور اشاره دارد : هما ظهرا شَخْصَين و النور واحد * بِنَصّ حديثِ النّفس و النّور فاعلمنَّ « 1 » كتاب نظم دررالسمطين زرندى ارزش كتاب خود را در ديباچهى كتابش بدينگونه آورده است : در اين كتاب ، در فضايل آنان ( خمسهى طيّبه ) احاديثى گرد آوردهام كه دانشمندان و پيشوايان آنها را نقل كردهاند تا عظمت قدر و شرافت و وجوب موالات آنان بر تمام امّت آشكار شود . . . و از خداوند متعال خواهانم كه كوشش و تلاشم را در آنچه به رشتهى نظم درآورده و جواهرات درخشان و گوهرهاى تابان گرد آوردهام ، خالصانه براى وجه كريم خود قرار دهد . . . « 2 » زرندى دربارهى اين حديث در كتاب ديگرش : « معارج الوصول إلى فضل آلرسول » نيز ، از ابنعبّاس با همين عبارتى كه گذشت ، بدينگونه آورده است . « 3 » كتاب معارج الوصول ارزش اين كتاب را در خطبهاش چنين گويد : من اين كتاب را در نزد آنان براى
--> ( 1 ) . نظم دررالمسطين : 79 - 78 ، برادر احمد مختار و برگزيده هاشم كه پدر آقايان سپيدرو و شخصيتهاى برجستهاى است كه با نعمتهاى بسيار با بركت و پرميمنت است . . . آن دو ( پيامبر و اميرالمؤمنين ) به صورت دو نفر ظاهر گشتهاند ، ولى نور آنان به نصّ حديث نفس و حديث نور يكى است . پس اين نكته را بدان . ( 2 ) . همان كتاب : مقدّمه . ( 3 ) . معارج الوصول إلى فضل آل الرسول - مخطوط .